بالاخره دانشگاه ثبت نام کردم مهندسی مععماری

 

بابام قبلا خودش معمار بوده حتی نقشه خونه خودمونو

 

خودش طراحی کرده

 

بهم گفته خودش درسامو یادم میده تا بیست بشم

 

هههههه قراره ماکتامو بابام واسم درست کنه

 

هنو من دانشگاه نرفته دیروز بابام یه کتاب معماری

 

دستش گرفته بود داشت یه چیزایی یادم میداد

 

انصافا ددیم از اون معمارای سنتی معرکست

 

 

[ چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 ] [ 12:42 ] [ عاشقه دلخسته ]

[ ]

بگذار بروند!
آدم هایی هستند

 

که می توانند

 

کنار بگذارند تو را.

 

باور کن حرف مرا!

 

ـ وقتی آدم هایی می توانند

 

از کنار تو بروند،

 

بگذار بروند.

 

ـ نمی خواهم حتی به یک نفر دیگر

 

بقبولانی که با تو بماند،

 

بیش تر دوستت بدارد،

 

به تو تلفن بزند،

 

به تو توجه کند،به دیدارت بیاید

 

یا وابسته ات بماند.

 

منظورم این است

 

که گوشی را بگذار.

 

ـ وقتی آدم هایی می توانند

 

از کنار تو بروند،

 

بگذار بروند.

 

سرنوشت تو با هیچ کسی

 

که تو را ترک کرده،

 

گره نخورده.

 

قطعه ای از تی.دی.جیکز به نام(بگذار بروند!)

 

این قطعه رو تو کتاب شجاعت که نوشته

 

دبی فورد بود خوندم،تو ماه رمضونه امسال

 

 

[ دوشنبه هفدهم شهریور 1393 ] [ 13:35 ] [ عاشقه دلخسته ]

[ ]

دیروز دفاع آجیم بود رفتیم تبریز

 

حالا بماند که راهو گم کرده بودیم و اینا...

 

دفاع خوب بود،خوب ارائه داد

 

شوهر خواهرم رفته بود حیاط دانشگاه

 

داشته بوده قدم میزده یهو دیده یه پسره

 

داره داد میزنه یا ابوالفضل بگیرینش

 

نگا کرده بود دیده بود ماشینه اونیکی شوهر خواهرم

 

داره بدونه راننده میره

 

حالا خوبه پسره متوجه شده بوده که راننده توش نیس

 

زمین سرا زیری بود

 

با کمکه هم ماشینو قبا خوردن به نرده ها گرفته بودن

 

شوهر خواهرم میگه حالا اونجا یه پسره دیگه

 

هم از دور داد میزد ولش کنین بذارین بره

 

صاحبش بیاد دنبالش بگرده!!

 

کلن ماجراهای باحالی پیش اومد...

 

[ یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 ] [ 11:6 ] [ عاشقه دلخسته ]

[ ]

امروز تولدمه ولی اصن حس خوبی ندارم

 

شب قراره واسم جشن بگیرن...

 

امروز چی میتونه خوشحالم کنه؟!!

 

یه چی میخوام ولی نمیدونم چی!!

 

خوردنی اینا نه ها...

 

 

[ پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393 ] [ 16:33 ] [ عاشقه دلخسته ]

[ ]

 

 

 

[ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 ] [ 23:5 ] [ عاشقه دلخسته ]

[ ]

طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف

 

گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف

 

طرف کرم ز کس نبست این دل پرامید من

 

گر چه سخن همی‌برد قصه من به هر طرف

ا

ز خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد

 

وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف

ا

بروی دوست کی شود دست کش خیال من

 

کس نزده‌ست از این کمان تیر مراد بر هدف

 

چند به ناز پرورم مهر بتان سنگ دل

 

یاد پدر نمی‌کنند این پسران ناخلف

 

من به خیال زاهدی گوشه نشین و طرفه آنک

 

مغبچه‌ای ز هر طرف می‌زندم به چنگ و دف

 

بی خبرند زاهدان نقش بخوان و لا تقل

 

مست ریاست محتسب باده بده و لا تخف

 

صوفی شهر بین که چون لقمه شبهه می‌خورد

 

پاردمش دراز باد آن حیوان خوش علف

 

حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق

 

بدرقه رهت شود همت شحنه نجف

 
 

[ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 ] [ 23:0 ] [ عاشقه دلخسته ]

[ ]

 

 

 

 

 

 

 

 

[ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 ] [ 22:56 ] [ عاشقه دلخسته ]

[ ]

این روزا به یه نفر ریاضی درس میدم

 

پولش بد نیس،خیلی باحاله هروقت خودم

 

بخوام بهش درس میدم

 

[ چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 ] [ 20:46 ] [ عاشقه دلخسته ]

[ ]

اولش میخواستم پشت کنکور بمونم ولی

 

حالا پشیمون شدم و واسه مهندسی معماری

 

انتخاب رشته کردم

 

میخونم بعدم دفتر میزنم

 

درسته پزشکی پر ولی

 

خیلی خوشحالم که یه رشته ریاضی

 

قراره بخونم

 

راستش من هیچ وقت پزشکی نمیخواستم

 

به معماری خیلی علاقه دارم

 

واسه حق امضا میتونم چن میلیون بگیرم

 

[ چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 ] [ 20:29 ] [ عاشقه دلخسته ]

[ ]

شیطون اکس می خوره همه رو برای نماز صبح بیدار می کنه

[ چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 ] [ 19:46 ] [ عاشقه دلخسته ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه